المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

109

مروج الذهب ( فارسى )

ساج و چوب معروف به دارزنجى و قنا و بوى خوش خيزران بدست مىآيد . از اين پس جاهائى از اين دريا را كه ديده‌ايم بتفصيل ياد ميكنيم . همه جواهر و بوى خوش و گياهان كه گفتيم ، به دريا يا سواحل آنست . باقيماندهء اين دريا بنام درياى حبشى خوانده مىشود و در نواحى مختلف دريا كه هر يك را جداگانه نيز دريا گويند - چنان كه گوييم درياى فارس و درياى يمن و درياى قلزم و درياى حبش و درياى زنگ و درياى سند و درياى هند و درياى زابج و درياى چين - باد گونه‌گون است . در بعضى نواحى باد از قعر بر آيد و دريا را به غليان آورد و موجها بزرگ شود چون ديگ كه از حرارت آتش بجوشد ، و بعضى جاها باد و آفت از قعر دريا و هم از نسيم است ، بعضى نواحى باد از قعر بر آيد و دريا را به غليان آورد و موجها بزرگ شود چون ديگ كه از حرارت آتش بجوشد ، و بعضى جاها باد و آفت از قعر دريا و هم از نسيم است ، بعضى بادها نيز از نسيم ميوزد نه از پديده‌هاى قعر دريا . آنچه دربارهء ظهور باد از قعر دريا گفتيم از تنفس زمين است كه به قعر نمودار شود آنگاه بسطح آيد و خدا عز و جل كيفيت آن را بهتر داند . كسانى كه بر اين دريا روند موسم بادها را شناسند و اين را به عادت و تجربهء دراز دريافته‌اند و بگفتار و كردار از اسلاف آموخته‌اند و دلايل و نشانه‌ها دارند كه از روى آن موسم وزش و ركود و طوفان باد را تعيين كنند . روميان و مسافران درياى روم و هم آنها كه بر درياى خزر بديار گرگان و طبرستان و ديلمان روند نيز چنين باشند و از اين پس شمه‌ها و قسمتها دربارهء سياحت اين دريا و عجايب اوصاف و اخبار آن بياريم ، انشاء الله تعالى . 128